1 subscription and 0 subscribers

نقد فیلم چشم چران _اثری خود-ارجاع درباره ی ماهیت سینما

نقد فیلم چشم چران _اثری خود-ارجاع درباره ی ماهیت سینما

فیلم چشم چران فراتر از فیلمی هیجان انگیز و جنایی خوش ساخت، و از نظر خود-ارجاعی تفکر برانگیزش به سینما شایسته بررسی است. فیلم های بسیاری ساخته شده اند که کاراکتر هایشان خود سینماگر یا فیلمساز هستند، و یا درباره ی ساخته شدن یک فیلم، و یا مواردی از این قبیل هستند (نظیر فیلم 8 و نیم فلینی که 3 سال بعد از چشم چران ساخته شد)؛ اما من شخصن فیلمی داستانی را سراغ ندارم که تا این حد به ماهیت و فلسفه ی سینما _خصوصن از نقطه نظری منفی (یا منتقدانه)_ به این پرداخته باشد. در ادامه به نقد فیلم چشم چران و بررسی نحوه ی ارجاع ها و کنایه های این فیلم به رسانه ی سینما و عناصر موجود در سینما می پردازم.


پیش از این، در سری مقاله های مرتبط با فیلم Peeping Tom، به معرفی فیلم چشم چران و جزئیات تکنیکی فنی آن، تحلیل روانی چشم چران و ارتباطش با انواع پارافیلیا، و همچنین بررسی فیلمنامه ی چشم چران پرداختیم. بهتر است قبل از خواندن مقاله یی که پیش رو دارید، ابتدا مقاله هایی که ذکر شد را بخوانید.



نقد فیلم چشم چرانپوستر فیلم چشم چران - اثر Olivera Miletic

 
سینما به منزله ی رسانه ی دید زنی

پیش از تولد سینما، اختراع های مشابهی صورت گرفت که می توانست توهم حرکت را در بیننده ایجاد کند. نمونه ایی از این اختراع ها زوئتروپ (Zoetrope) است، که بیننده با چرخاندن سیلندری و نگاه کردن به سوراخ های درون آن می توانست تصاویر متحرکی را ببیند. همچنین در سال های آغازین تولد سینما دستگاه دیگری به نام کینتوسکوپ (Kinetoscope) توسط تامس ادیسن اختراع شد، که در آن مخاطب با نگاه کردن درون سوراخی که از قضا در انگلیسی به آن «Peep Hole» یا «سوراخ دید زنی» می گویند، می توانست فیلم های کوتاهی را ببیند. جالب تر این که یکی از فیلم های کوتاهی که در دستگاه های ادیسون به نمایش در آمد، فیلمی به نام «Trapeze Disrobing Act»، یا به فارسی «عمل لباس کنی بندباز»، بود. در این فیلم 2 دقیقه یی زن بندبازی را می بینیم که حین انجام حرکات آکروباتیک لباس هایش را در می آورد و به سمت دو مرد تماشاچی پرت می کند. اگرچه بندباز به طور کامل عریان نمی شود، اما جالب خواهد بود واکنش مردم از نمایش چنین فیلم عرف شکنانه یی در سال 1901 را تصور کنیم.


http://sinarium.com/wp-content/uploads/2018/06/Trapeze-Disrobing-Act.mp4

حتا امروزه ما با قرار گرفتن در سالن تاریک سینما، یا تنهایی اتاقمان برای تماشای یک فیلم، مجددن در این عمل منفردانه ی دید زنی شریک می شویم. به عبارت دیگر انگار سینما حتا از پیش از تولدش تا به امروز یک رسانه ی دیدزنی بوده.


واقعیت این است که فیملسازان رئالیست با قرار دادن دوربین مثل یک روح یا ناظر نامرئی (یا فردی که دزدکی نگاه می کند) در زندگی شخصی کاراکتر ها، در حال دید زنی از شخصی ترین لحظات زندگی آن ها هستند. بیننده هم با تماشای چنین اثری در واقع مجددن در حال دید زنی است. به هر حال ما، بر خلاف آنچه حداقل تلاش می کنیم در زندگی واقعی به آن تظاهر کنیم، هنگام مشاهده ی صحنه های خصوصی کاراکتر های فیلم ها، چشم هایمان را درویش نمی کنیم. به همین خاطر است که در ابتدای مقاله ام عنوان کردم همه ی ما به نوعی از ناهنجاری های جنسی مبتلا ایم. حداقل ما بینندگان و سازندگان فیلم، همگی به عارضه ی چشم چرانی مبتلا هستیم!


در صحنه یی از آغاز فیلم، وقتی مارک در حال فیلم گرفتن رو به روی زنی روسپی قرار می گیرد، در یک لحظه سایه ی فیلمبردار و دستیارش (منظور فیلم بردار و دستیار فیلم بردار فیلم چشم چران در خارج از دنیای فیلم) در قاب فیلم می افتد. این اتفاق در هنگام باز پخش همان فیلمی که مارک گرفته در آپاراتش بهتر دیده می شود. قطعن مایکل پاول می توانست خیلی راحت زاویه ی نور را تغییر بدهد و دوباره این صحنه ی ساده را فیلم بگیرد، اما این کار را نکرد. به نظر من این اتفاقی سهوی نبوده، بلکه مایکل پاول قصد داشته با این حضور لحظه یی سایه های فیلم بردار ها، دیوار چهارم را بشکند، و به ما حضور فیلم برداری چشم چران در خارج از دنیای فیلم را یادآوری کند.



نقد فیلم چشم چرانسایه ی فیلمبردار و دستیارش در فیلمی که مارک گرفته

 
دوربین به مثابه ی سوراخ دید زنی

شباهت لنز دوربین به سوراخی که بتوان از آن کسی را دید زد غیر قابل انکار است. لنز دوربین ما را به یاد سوراخ چشمی روی در می اندازد که تنها از یک طرفش می توان دیگران را دید. همچنین دوربین در بعضی موارد عملن به عنوان ابزار جاسوس یا زیر نظر گرفتن افراد به کار می رود. دوربین همچنین می تواند عامل مزاحم و به عنوان ابزار تجاوز به حریم شخصی افراد باشد؛ درست مثل فیلم گرفتن پنهانی پدر مارک از پسرش.


بنابراین قابلیت فی نفسه ی دوربین برای تبدیل شدن به ابزار جاسوسی (دید زنی) چیزی غیر قابل انکار است. این ویژگی در کنار دیگر ویژگی های ذاتی سینما، این رسانه را تبدیل به رسانه یی ذاتن ویوریستیک (Voyeuristic)، یا دید-زن، تبدیل می کند.



نقد فیلم چشم چرانمارک پنهانی از قربانی اش فیلم می گیرد

 
دوربین به مثابه ی ابزار لذت جنسی یا آلت تناسلی

اشاره ی دیگری هم به دوربین به عنوان وسیله ی لذت جویی در فیلم چشم چران صورت گرفته. در چند جای فیلم وقتی مارک می خواهد سوژه هایش را به قتل برساند یا حداقل وسوسه می شود چنین کاری را بکند، یکی از پایه های دوربین را به سمت بالا خم می کند و آن را طوری رو به روی خودش نگه می دارد که به نظر می رسد آلت مردانه ی نععوظ شده یی باشد. دادن چنین تصویری از طرف سازندگان این فیلم قطعن اتفاقی نبوده، و شباهت این تصویر با آلت تناسلی غیر قابل انکار است. انگار مارک که از ضعفی جنسی رنج می برد، پایه ی دوربین را (و خود دوربین را) جایگزین آلت تناسلی خودش کرده باشد، و آن را در بدن سوژه هایش فرو می کند.



نقد فیلم چشم چرانمارک پایه ی دوربینش را به سمت همکارش می گیرد

نقد فیلم چشم چرانمارک پایه ی دوربینش را به سمت مادر هلن می گیرد

همچنین ظاهر لنز دوربین را هم می توان مجددن به آلت تناسلی تشبیه کرد. انگار باز هم دوربین، و این بار لنز آن، جایگزین آلت تناسلی (یا آلت تلذذ) مارک شده باشد، و او تنها از این طریق می تواند لذت جنسی ببرد. در صحنه یی از فیلم، وقتی هلن لب های مارک را می بوسد و می رود، مارک به طور هیستریک لنز دوربین را به لب هایش و جای بوسه ی هلن می مالد. انگار مارک که از اختلال روانی جنسی شدیدی رنج می برد نتواند بدون دوربینش از هیچ تجربه ی جنسی یی لذت ببرد. انگار او تنها به واسطه ی شی یی به نام دوربین می تواند سککس را تجربه کند.



مارک دوربینش را جای بوسه ی هلن می گذارد

تحلیل روانی چشم چرانمارک دوربینش را می بوسد

 
سالن سینما به عنوان مکان خرده تجربه های جنسی

مارک نیمی از لذت های جنسی اش را در حال تماشای فیلم هایی که گرفته در فضای تاریک اتاقش می برد. نشستن در فضایی تاریک و دور از نگاه اطرافیان به هر حال نوعی حریم شخصی برای افراد ایجاد می کند. مارک هم تنها کسی نیست که از این حریم شخصی در حین تماشای فیلم هایش لذت می برد. اگر اهل سینما رفتن باشید، احتمالن با صحنه ی لاس زدن زوج ها در تاریکی سینما مواجه شده اید. شاید عده یی علت به وجود آمدن چنین صحنه هایی را از بی مکانی زوج ها بدانند _اگرچه این نیز صحیح است_ اما علاقه به تجربه های جنسی در تاریکی سالن سینما محدود به دوران ما و کشور ما نیست. شاید عجیب و باور نکردنی باشد، اما یکی از اولین سانسور هایی که بر سینما اعمال شد اصلن ربطی به محتوای فیلم ها نداشت، بلکه مربوط شرایط «غیر اخلاقی» حاکم بر سالن های سینما بود! (سایت Environmental History)



نقد فیلم چشم چرانکارت پستالی انگلیسی، حدود سال 1910

 
نگاه خیره ی مردانه (Male Gaze) در سینما

عنصری مهم و شناخته شده در نقد سینما، نگاه خیره ی مردانه (Male Gaze) است. منظور از این اصطلاح، به تصویر کشیدن بدن زن به عنوان عنصری تحریک کننده که مورد لذت بصری بیننده ی مرد قرار می گیرد است. در واقع سازندگان فیلم چشم چران با ساختن فیلمی درباره ی لذت بصری جنسی قصد مواجه کردن بیننده با این عنصر در سینما را داشته اند. یا به عبارتی آن ها با حالتی طعنه آمیز قصد داشته اند توجه ما را به این مسئله که در بسیاری از فیلم وجود دارد و خیلی ها اصولن به همین خاطر علاقه مند به سینما هستند جلب کنند.



نقد فیلم چشم چرانیکی از مدل های عکاسی مارک

در فیلم چشم چران به دفعات با نشان دادن قاب هایی تمام قد از زنان، خصوصن به صورت نیمه عریان (و عریان) یا با حالتی عشوه گرانه، فرصت این نگاه خیره ی مردانه برای مخاطب فراهم شده. اما بنابر دلایلی که در ادامه می آوریم، قطعن هدف سازندگان این فیلم صرفن ایجاد نگاه خیره ی مردانه برای لذت بصری و جذب مخاطب مرد نبوده؛ بلکه تاکید مداوم و بیش از حد معمول بر چنین عنصری به قصد مواجه کردن مخاطب با این عنصر در سینما، یا به رخ کشیدن چشم چران بودن مخاطب سینما، بوده است.



نقد فیلم چشم چرانمیلی، یکی از مدل های عکاسی مارک

 
رو به رو کردن مخاطب با چشم چران بودن خودش

در فیلم چشم چران، فعالیت مارک به عنوان عکاس پوررنوگرافیک، و همچنین فیلم بردار سینمایی اصلن اتفاقی نیست. جالب تر اینکه در تمام طول فیلم مارک به قول خودش در حال ساختن یک مستند است _مستندی که با ضبط کردن صحنه ی مرگ خودش تمام می شود. در واقع سازندگان فیلم چشم چران با قرار دادن مارک در حال فیلم برداری به فیلمسازان طعنه می زنند، و با قرار دادن او در حال تماشای فیلم ها به مخاطبان سینما طعنه می زنند. فکر نمی کنم رک تر این می شد به ما به عنوان بیننده و یا سازنده ی سینما گفت «همه تون چشم چرونید!» البته فکر نمی کنم به رخ کشیدن چنین قضیه یی به معنای ادعای غیر اخلاقی بودن رسانه سینما باشد، بلکه هدف تنها رو به رو کردن مخاطب با یک واقعیت در مورد خودش است. به هر حال مایکل پاول پیش از فیلم چشم چران ده ها فیلم دیگر ساخته بود؛ پس رطب خورده منع رطب کی کند!


در آخرین صحنه ی فیلم، خارج شدن نوار فیلم از داخل آپارات واژگون شده ی مارک نماد پایان کار مارک است، اما حرک دوربین به سمت پرده ی نمایش با هاله ی نور قرمز بر آن می تواند نماد این باشد که «این حکایت همچنان باقی ست.» یا به عبارت دیگر سازندگان فیلم می خواهد ما تصویر خودمان را بر پرده ببینیم _ یا در واقع با خودمان رو به رو بشویم، همانطور که مارک با خودش رو به رو شد.



نقد فیلم چشم چرانفیلم از حلقه ی آپارات خارج می شود

نقد فیلم چشم چراندوربین روی پرده نمایش متوقف می شود

به عنوان سندی برای تمام تفاسیر فوق، خوب است نگاهی به یکی از پوستر هایی که برای این فیلم درسته شده بیاندازیم. در بالای این پوستر با حروف بزرگ قرمز رنگ نوشته شده «Can you see yourself in this picture?» (یعنی: «آیا می توانید خودتان را در این تصویر ببینید؟») کمی پایین تر از این نوشته عکسی از اولین قربانی مارک در حالتی شوکه شده قرار دارد. اولین تعبیر از این عکس و نوشته این است که ما خودمان را جای قربانی مارک قرار بدهیم و ترسی را که او تجربه کرده تجربه کنیم. اما تعبیر دوم با در نظر گرفتن معنای دیگر کلمه ی «Picture» امکان پذیر است. در انگلیسی گاهی از کلمه ی Picture به معنای «تصویر/عکس» برای اشاره به «فیلم» استفاده می شود. این استفاده بر می گردد به سال های آغازین سینما که به جای استفاده از کلمه ی Film از عبارت «Motion Pictures» به معنای «تصاویر متحرک» استفاده می شد. بنابراین ترجمه کردن این کلمه به «فیلم» هم با مسما است. در این صورت ترجمه ی کل جمله می شود: «آیا می توانید خودتان را در این فیلم ببنید؟» تعبیر این جمله ی طعنه آمیز می تواند این باشد که «آیا می دانستید این فیلم راجع به شماست؟!»



نقد فیلم چشم چرانپوستر فیلم چشم چران

 
سینمای وحشت به منزله ی گرایشی سادیستی

مارک تنها کسی نیست که از دیدن ترس لذت می برد. کنایه ی دیگری در فیلم چشم چران در واقع تعلق داشتنش به ژانر وحشت است. از دیدگاه منتقدین ژانر وحشت، فیلم چشم چران به عنوان آغازگر ژانر اسلشر (Slasher) که زیر-گونه (Subgenre)  ژانر وحشت است به حساب می آید (مقاله ی «Slasher film» در ویکیپدیا). کنایه ی فیلم چشم چران به علاقه مندان به این سبک فیلم در مقایسه و برابر قرار دادن آن ها با مارک است. علاقه مندان به ژانر وحشت اسلشر، همانند مارک که در تاریکی اتاقش می نشیند و فیلم قتل با سرنیزه نگاه می کند، در تاریکی سالن سینما یا اتاقشان همین عمل را تکرار می کنند.


قبلن به استفاده ی نمادین از پرده ی نمایش برای مخاطب قرار دادن بیننده اشاره کردم، اما عنصر دیگری که می تواند به صورت نمادین استفاده شده باشد آینه است. آینه معنای همان کاری را دارد که انجام می دهد: تصویر مقابلش را انعکاس می دهد. مارک از آینه یی که جلوی دوربینش نصب می کند برای ترساندن بیشتر قربانیانش، و نشان دادن تصویر در حال مرگشان به خودشان استقاده می کند. اما به نظر من در این فیلم از آینه همچنین برای مخاطب قرار دادن بیننده استفاده شده.


در زبان انگلیسی چنین اصطلاحی وجود دارد: «Hold a mirror up to somebody» (به فارسی: آینه یی جلوی کسی گرفتن) این اصطلاح به معنای رو به رو کردن کسی با واقعیت خودش است. وقتی در فرهنگ انگلیسی چنین مفهومی وجود دارد (کما اینکه در فرهنگ ایرانی خودمان هم وجود دارد)، پس تحلیل غلطی نیست اگر بگوییم سازندگان این فیلم از آینه به منظوری فراتر از ترساندن قربانیان مارک استفاده کرده اند _یعنی برای روبه رو کردن بیننده ی فیلم با ذات خودش.



نقد فیلم چشم چرانمارک قربانیانش را با تصویر در حال مرگ خود مواجه می کند

انواع فیلم های ژانر وحشت مخاطبان زیادی را به سینما می کشاند؛ همین فیلم چشم چران هم در زمره ی ژانر وحشت قرار می گیرد. بنابراین آیا می توان گفت طرفداران این ژانر در واقع تا حدودی به عارضه یی که مارک دچارش است مبتلا هستند؟ قطعن بینندگان ژانر وحشت چیزی لذت ناک در ترسیدن یا دیدن کشته شدن یا آزار دیدن کاراکترهای فیلم های این ژانر می بینند، وگرنه فیلم دیگری می دیدند. به عقیده ی من سازندگان فیلم چشم چران قصد داشته اند بینندگان ژانر وحشت را با این ناهنجاری (یا هر چه که اسمش را می گذارید) در وجودشان مواجه کنند.


 
منابع

پوستر همراه مقاله اثر Olivera Miletic است.


سایت Environmental History، مقاله ی «Film censorship»، تاریخ دسترسی: 18 ژوئن 2018.


دانشنامه ی ویکیپدیا، مقاله ی «Slasher film»، تاریخ دسترسی: 13 ژوئن 2018.


 


بخش پنجم از مقاله ی من درباره ی فیلم Peeping Tom، با عنوان بررسی تکنیکی فیلم چشم چران را نیز بخوانید.



Read the full article